واژه مسئوليت از لحاظ لغوي به معني توانايي پاسخ دادن، و در عرف عام به مفهوم تصميم گيريهاي مناسب و موثر است. منظور از تصميم گيري مناسب، آن است كه كودك در چارچوب هنجارهاي اجتماعي و انتطاراتي كه معمولا از او مي رود، دست به انتخابي بزند كه سبب ايجاد روابط انساني مثبت، افزايش ايمني، موفقيت و آسايش خاطر وي شود. مسئوليت ارثي نيست و بايد از طريق تجربه آموخته شود. آموزش مسئوليت پذيري به كودكان، نيازمند جوّي خاص در خانه و مدرسه است. چنين جوي در مورد تصميم گيري ها و پيامدهاي آنها، اطلاعاتي به كودكان مي دهد و منابعي را برايشان فراهم مي كند تا بتوانند تصميمات صحيحي بگيرند و در بزرگسالي، بتوانند مسئوليت هر آنچه را كه در زندگي اش رخ مي دهد، بر عهده گيرد. كودك از نخستين روز زندگي تا بزرگسالي بايد قابليت مسئوليت خويش را افزايش دهد، او از طريق كنش هاي متقابل با والدين، معلمان و همسالانش به اهميت مسئول بودن پي مي برد. اين كنش هاي متقابل، شامل انتظاراتي است كه از كودك مي توان داشت و اين كه او بايد ياد بگيرد روز به روز به نحوي مناسبتر و موثر تر به آنها پاسخ دهد.
حس مسئوليت هنگامي در كودك به وجود مي آيد كه به او مسئوليت داده شود، زماني كه كودك بزرگ مي شود بر تعداد موقعيت هايي كه او قبول مسئوليت خواهد كرد، افزوده خواهد شد. چيزهايي كه او مسئوليتشان را بر عهده مي گيرد، تغيير خواهند كرد، و پاسخ هايش ظريفتر از پيش خواهد شد. به عنوان مثال: غير عادي نيست كه پاسخ يا واكنش كودك دو، سه سال نسبت به مردم، گريه كردن، خود را كنار كشيدن و يا پنهان شدن پشت سر مادر باشد. در حالي كه چنين واكنشي براي فردي پانزده ساله كاملاً نامناسب است ! اگر كودكي در معرض تجربياتي وسيع قرار گيرد و بياموزد كه به تجربيات متعددي دست زند، شمار پاسخ هاي مناسب و موثرش افزايش مي يابد.

