مقاله بیماری دانلود عکس

کتاب داستایوفسکی

شرح حال کاملی بر فیودور داستایوفسکی و آثار ادبی بی نظیرش و دانلود بعضی از کتابهای او

(فئدور داستایوفسكی‌)در ۳۰ اكتبر ۱۸۲۱در خانواده‌ای‌ متوسط در شهر مسكو چشم‌ به‌جهان‌ گشود. پدرش‌ (میخائیل‌ آندروویچ‌<پزشك‌ ارتش‌ بود و نام‌ پسرش‌ را كه‌ دومین‌ فرزنداز هفت‌ فرزند خانواده‌ بود میخائیلویچ‌ گذاشت‌.اما همه‌ او را فئودور صدا می‌زدند… مادرش‌(ماریا فئودورا)زنی‌ مهربان‌ و فداكار بوده‌ كه‌ درزندگی‌ یاد گرفته‌ بود چگونه‌ با صرفه‌جویی‌، یك‌خانواده‌ نه‌ نفری‌ را بگرداند. زایمان‌های‌ متعددوضعیت‌ نامناسب‌ تغذیه‌ و كار زیاد سبب‌ شد كه‌ اواز پا درآید و به‌ بیماری‌ سل‌ مبتلا شود. فئودوروابستگی‌ شدیدی‌ به‌ مادرش‌ داشت‌ و در همان‌دوران‌ كودكی‌ شب‌ها در كنار تختش‌ زانو می‌زد واز خدا سلامتی‌ مادرش‌ را خواستار می‌شد. امابخت‌ یار فئودور نبود كه‌ سایه‌ مادر روی‌ سرش‌باشد فئودور كه‌ دوران‌ وجوانی‌ پاگذاشته‌ بود،مادرش‌ را از دست‌ داد. ماریا در سال‌ ۱۸۳۷ براثر بیماری‌ سل‌ درگذشت‌ و فرزندانش‌ را تنهاگذاشت‌.

پس‌ از مرگ‌ مادر، پدر سعی‌ كرد توجه‌بیشتری‌ به‌ فرزندانش‌ داشته‌ باشد. او احساس‌می‌كرد كه‌ باید هرچه‌ سریع‌تر بچه‌ها را به‌ سركاربفرستد و زیر نظر مربیان‌ نظامی‌ درس‌ نظم‌ وانضباط بیاموزند. از این‌ رو فئودور و پسر بزرگش‌میخائیل‌ را به‌ مدرسه‌ نظام‌ در سنب‌ پترزبورگ‌فرستاد تا در آن‌ جا در رشته‌ مهندسی‌ نیز به‌تحصیل‌ به‌ پردازند. متاسفانه‌ مرگ‌ پدر یكی‌ دیگراز غم‌های‌ فئودور بود. میخائیل‌ آندروویچ‌ درسال‌ ۱۸۳۹ به‌ دلایل‌ نامعلومی‌ توسطمستخدمش‌ در محل‌ كار به‌ قتل‌ رسید. این‌ قتل‌باعث‌ شد كه‌ او بیش‌ از پیش‌ احساس‌ تنهایی‌می‌كرد. البته‌ او در سال‌های‌ بعد سخنی‌ از به‌ قتل‌دسیدن‌ پدرش‌ به‌ زبان‌ نیاورد، شاید می‌خواست‌آن‌ را به‌ دست‌ فراموشی‌ بسپارد. اما تا حدودی‌در رمان‌هایش‌ این‌ مسئله‌ را منعكس‌ می‌كرد. تاسال‌ ۱۸۴۳ در مدرسه‌ مهندسی‌ نظام‌ ماند و به‌تحصیل‌ پرداخت‌. او پس‌ از فارغ‌التحصیل‌ شدن‌تصمیم‌ گرفت‌ به‌ مطالعه‌ كتب‌ روان‌شناسی‌ و فلسفه‌بپردازد. او توجه‌ خاصی‌ به‌ عقاید (زیگموندفروید)داشت‌. همچنین‌ زبان‌ فرانسه‌ را آموخت‌و به‌ ترجمه‌ زمان‌ (اوژنی‌ گرانده‌)نوشته‌ (بالزاك‌)پرداخت‌. با چاپ‌ اولین‌ ترجمه‌اش‌ شور وشوقی‌ درونی‌ به‌ وجود آمد و تصمیم‌ گرفت‌ دست‌به‌ قلم‌ شود و كتابی‌ را خلق‌ كند و مدتی‌ بعد برای‌كسب‌ درآمد و برآورد هزینه‌ زندگی‌ خود وخواهر و برادرانش‌، در سال‌ ۱۸۴۴ خبرنگار ونویسنده‌ مجله‌ سنت‌ پترزبورگ‌ ژورنال‌ شد. دوسال‌ بعد اولین‌ رمانش‌ را بانام‌ (مردم‌ فقیر)به‌چاپ‌ رساند. این‌ نویسنده‌ ۲۳ ساله‌ از همان‌ ابتداتراژدی‌ جامعه‌ روسیه‌ را در لابه‌ لای‌ داستان‌های‌خود گنجاند و كتاب‌های‌ دیگری‌ را نیز به‌ رشته‌تحریر درآورد كه‌ همگی‌ پیام‌ از ظلم‌ حاكمان‌جامعه‌ و فقر مردم‌ عامی‌ را می‌داد…داستایوفسكی‌ در سال‌ ۱۸۴۹ به‌ دلیل‌ شركت‌ درمحافل‌ انقلابی‌ و فعالیت‌ علیه‌ تزار نیكلای‌ اول‌دستگیر و زندانی‌ شد سپس‌ به‌ سیبری‌ فرستاده‌ شدتا به‌ بیگری‌ و كارهی‌ سخت‌ در شرایط بد آب‌ وهوای‌ سیبری‌ وادار شود. داستایوفسكی‌خاطراتش‌ را به‌ عنوان‌ یك‌ زندانی‌ در كتابی‌ به‌ نام‌خانه‌ مرگ‌ در سال‌ ۱۸۶۲ پس‌ از آزادی‌ اززندان‌ نوشت‌… در نوشته‌های‌ داستایوفسكی‌هاله‌ای‌ از فلسفه‌ نیز احساس‌ می‌شود او در زندان‌به‌ مطالعه‌ تورات‌ و انجیل‌ پرداخت‌ و تاثیر زیادی‌برروحیه‌ او گذاشت‌. داستایوفسكی‌ در سال‌۱۸۵۴ از كمپ‌ زندانیان‌ سیبری‌ آزاد شد وبالاخره‌ در سال‌ ۱۸۵۹ توانست‌ به‌ سنت‌پترزبورگ‌ بیاید و نوشتن‌ را از سر بگیرد. او سپس‌ با(ماریا دمیتر یوناكانستت‌)ازدواج‌ كرد. اما در ۱۵آوریل‌ ۱۸۶۴ همسرش‌ درگذشت‌. میخائیل‌بردار فئودور كه‌ دوست‌ صمیمی‌ او نیز بود بعد ازمرگ‌ همسر درگذشت‌ و او را تنها گذاشت‌ و این‌باعث‌ شد كه‌ فئودور نیز سرپرستی‌ بیوه‌ و فرزندان‌برادرش‌ را برعهده‌ بگیرد. در همان‌ زامن‌های‌تنهایی‌ بود كه‌ وی‌ كتاب‌ معروف‌ خود (جنایات‌ ومكافات‌)و (مكارباز)را نوشت‌. داستایوفسكی‌ باآن‌ كه‌ در فقر به‌ سر می‌برد اما احساس‌ می‌كرد به‌یك‌ منشی‌ و تند نویسی‌ نیاز دارد لذا یك‌ دختر۳۰ ساله‌ را به‌ نام‌ (آنا)را استخدام‌ كرد كه‌ بعدهااین‌ دختر شیفته‌ داستایوفسكی‌ شد و رد ۱۵ فوریه‌۱۸۶۷ با او كه‌ ۴۶ ساله‌ و در اوج‌ فقر بودازدواج‌ ارد و صاحب‌ چهار فرزند به‌ نام‌های‌سوفیا، فیدور و الكسی‌ شدند. آنا سر و سامانی‌ به‌زندگی‌ داستایوفسكی‌ داد و با چاپ‌ كتاب‌هاوضعیت‌ مالی‌ آنان‌ بهتر شد. غالب‌ داستان‌های‌ اوپیچیده‌ و به‌ زبان‌ دشوار روسی‌ كه‌ خاص‌ جامعه‌ممتاز روسیه‌ قدیم‌ و مملو از اصطلاحات‌ فرانسوی‌بود داستایوفسكی‌ از سال‌ ۱۸۷۳ تا ۱۸۸۱برای‌ چندین‌ مجله‌ داستان‌های‌ كوتاه‌ و یادنباله‌دار می‌نوشت‌ تا بتواند خرج‌ خانواده‌ را درآورد… داستایوفسكی‌ در آن‌ دوران‌ كتاب‌(یادداشت‌هایی‌ از زیرزمین‌)را نوشت‌ با سر وسامان‌ گرفتن‌ زندگی‌شان‌، داستایوفسكی‌ به‌ همراه‌همسر دومش‌ به‌ اروپا رفت‌ و سپس‌ كتاب‌ رمان‌(ابله‌)را نوشت‌. او پس‌ از دو سال‌ به‌ روسیه‌بازگشت‌ و دوباره‌ فعالیت‌ خود را در عرصه‌نویسندگی‌ بیش‌ از گذشته‌ ادامه‌ داد. در سال‌۱۸۷۷ كتاب‌ خاطرات‌ یك‌ نویسنده‌ را براساس‌تجربیات‌ و دیدگاهش‌ نسبت‌ به‌ جامعه‌ نوشت‌. درسال‌ ۱۸۸۰ رمان‌ معروف‌ برادران‌ كارامی‌ زوف‌را به‌ رشته‌ تحریر درآورد. این‌ كتاب‌ درباره‌ مرزبین‌ بدی‌ و خوبی‌ و شیطان‌ و فرشته‌ است‌. در آن‌سال‌ در سخن‌رانی‌ پوشكین‌ در مسكو شركت‌ كردو برای‌ او مقالاتی‌ نوشت‌ و نه‌ تنها در روسیه‌ بلكه‌ درجهان‌ به‌ شهرت‌ رسید. آنا همسر او نیز همیشه‌ درسختی‌ها و دشواری‌ها همراهی‌اش‌ می‌كرد و باصبوری‌ زندگی‌ را می‌گذراند. داستایوفسكی‌ دریكی‌ از داستان‌هایش‌ ذكر كرده‌ كه‌ همه‌ موفقیتش‌را مدیون‌ آنا همسر جوان‌ و مهربانش‌ می‌باشد.

از كتاب‌های‌ معروف‌ داستایوفسكی‌ می‌توان‌ به‌ مردم‌ فقیر، اشعار پبرزبورگ‌، دهكده‌ استفان‌چكوف‌، خواب‌ عمو جان‌، زخم‌ها و توهین‌ها،خانه‌ مرگ‌، جنایات‌ و مكافات‌، قمارباز ،جوانی‌،ابله‌، شیطان‌ و برادران‌ كارامازوف‌ اشاره‌ داشت‌

خلاصه کتاب درخت کریسمس بچه های فقیر اثر داستایوفسکی:
صبحی‌ زود بود. در دالانی‌ سرد و مرطوب‌ از خواب‌ بیدار شد. پیراهن‌ کوچکش‌ نازک‌ بود، از سرما می‌لرزید. در حالی‌ که‌ کنج‌ دالان‌ روی‌ جعبه‌ای‌ نشسته‌ بود، از بی‌حوصلگی‌ مشغول‌ تماشای‌ بخار سفیدی‌ شد که‌ با هر نفس‌ از دهانش‌ بیرون‌ می‌آمد. بالای‌ سر مادر مریضش‌ رفت‌ که‌ روی‌ تخت‌ کهنه‌ و فرسوده‌ای‌ خوابیده‌ بود. مادرش‌ مانند تکه‌ چوبی لاغر شده‌ بود. به‌ جای‌ بالش‌ زیر سرش‌ چیزی‌ مثل‌ یک‌ بقچه‌ قرار داشت.
چرا آنان‌ به‌ این‌ روز افتاده‌ بودند؟ حقیقت‌ ماجرا این‌ بود که‌ او با پسر کوچکش‌ از شهر دیگری‌ به‌ این‌جا آمده‌ بودند و او به‌ طور ناگهانی‌ بیمار شده‌ بود

خلاصه کتاب و دانلود جوان خام داستایوفسکی :
ر رمان جوان خام روحی معصوم در نظرم بود که احتمال وحشتناک تباه شدن را حس کرده بود و به « تصادفی بودن » و بی اهمیت بودن خود نفرت می ورزید . نفرتش از روح هنوز پاکی بر می خاست که آگاهانه شرارت را در اندیشه هایش نگه می داشت و در قلبش می پروراند و در رویاهای نا آرام و پنهانی اما گستاخانه اش عذاب می کشید . بالطبع همه چیز را به قدرتش و منطقش و حتی مهمتر به خداوند مربوط می کرد. اینها همه از « نارسی » و « خامی» جامعه بر میخیزند.

دانلود کتاب با حجم 4.96 مگابایت

خلاصه کتاب و دانلود شبهای سپید داستایوفسکی :
داستان بلندی از فئودور میخایلوویچ داستایوفسکی نویسنده روس، که در 1848 انتشار یافته است و، از نظر زمانی، دومین اثر این نویسنده بزرگ است، اثری که خود داستایفسکی، در یکی از نامه ­هایش، آن را «رمان احساساتی» تعریف کرده است. مع­الوصف با توجه به بافت غیرواقعی آن، درست ­تر این است که «تفنن رمانتیک» خوانده شود. جوانی نسبتاً احساساتی و پرشور در خیابان به دختری برمی­خورد که در او تأثیری حاد به جا می­گذارد. در آغاز، این ضربه صاعقه ­آسا از حدود طبیعی فراتر نمی­رود که فردی یکه و تنها در حضور موجودی دلپذیر، که با لذتی خاص به سخنانش گوش فرا می­دهد، احساس می­کند. لیکن، پس از چند دیدار شبانه، که در آنها این دو جوان فقط به سخن گفتن با یکدیگر می‌پردازند، مرد می­بیند که عشق افلاطونی او در تبدیل به طلب جسمانی شده است. وی برعهده می­گیرد که از جانب دختر به نامه ­های نامزد او، دانشجویی ساکن شهر دیگر، پاسخ بنویسد و بدینسان برای خود رؤیای یک ماجرای عشقی شخصی دست و پا کند.بر اساس این کتاب فرزاد موتمن فیلم بسیار زیبایی با بازی هانیه توسلی ومهدی احمدی ساخته بنام شبهای روشن.

دانلود کتاب شبهای سپید با حجم 1.62 مگابایت

پسورد فایل : www.98ia.com

خلاصه کتاب جنایات و مکافات اثر داستایوفسکی:
مضمون و درون مایه این اثر فیودور میخاییلوویچ داستایوسکی، تحلیل انگیزه‌های قتل و تأثیر قتل بر قاتل است که نویسنده مسئله رابطه میان خویشتن و جهان پیرامون و فرد و جامعه را در آن گنجانده است. رفتار «راسکولنیکف» در این داستان را میتوان در دیگر آثار نویسنده همچون یادداشتهای زیرزمینی و برادران کارامازوف نيز مشاهده کرد، او میتواند با توجه به توانایی‌هایش کار خوبی برای خود پیدا کند درحالیکه بسیار فقیرانه زندگی میکند. و همچنین «رازومیخین» وضعیتی مشابه با او دارد ولی بسیار بهتر از او زندگی میکند و هنگامی که به راسکولنیکف کاری پیشنهاد میکند او از این کار سرباز میزند و به رغم اینکه که پلیس هیچ‌گونه مدرکی علیه او ندارد او آنها را به خود مشکوک میکند.

خلاصه کتاب یک داستان نفرت انگیز اثر داستایوفسکی:
ژنرالی اشرافی و جاه طلب، در دوره بروز تحولات اجتماعی در روسیه، با ادعای طرفداری از فرودستان، میکوشد خود را دوست آنان معرفی کند و از این رهگذر به موقعیت و مقام برسد. از قضای روزگار، به جشن عروسی کارمند فقیر خود راه پیدا میکند، اما برخلاف تصورات ذهنی اش، نه تنها در جلب دوستی آدمهایی که از طبقه او نیستند، توفیقی بدست نمیآورد، بلکه از رفتارش آشکار میشود که آنها را خوار میشمرد و لایق همنشینی با خود نمیداند و سلسله حوادثی که در جشن عروسی و پس از آن رخ میدهد، به او میفهماند که افکار و ادعاهای نوع دوستانه اش توهماتی خود فریبانه بیش نبوده است.

خلاصه کتاب خاطرات خانه اموات اثر داستایوفسکی:
«الکساندر بتروویچ» در اصل یک نجیب‌زادة روسی بود. او بر اثر حسادت، همسرش را کشت و فورا خود را به پلیس معرفی کرد. پلیس او را به ده سال حبس با اعمال شاقه محکوم کرد و پس از پایان این مدت او به اقامتگاه محکومین واقع در شهر «ک» فرستاده شد تا عمر خود را در آن‌جا به پایان آورد. یعنی او به یک کولونی محکومین، که کمی دورتر از شهر واقع شده بود، تعلق داشت، اما می‌توانست در شهر «ک» به سر برد. او در این شهر با تدریس زبان فرانسه و… لقمه‌نانی به دست می‌آورد. البته تدریس برای محکومین در شهرهای سیبری امری بعید، نبود زیرا کسی غیر از آنها از زبان فرانسه و رشته‌های مختلف تعلیم و تربیت اطلاعی نداشت. خاطرات خانة اموات، اثر داستایوسکی به سرگذشت ده سالة الکساندر پتروویچ در زندان با اعمال شاقه اختصاص یافته‌ است. داستایوسکی در بخشی از این داستان ماجرای محبوبیت خود در زندان سیبری را شرح می‌دهد و ضمن معرفی زندانیان دیگر سرگذشت غم‌انگیز آنها را به طرزی بدیع، حکایت کرده و پرده ازبرخی اسرار درونی انسان برمی‌دارد.

جذاب ترین ها

 

پسورد فایل:

لینک دانلود -

icon برچسب ها: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: 20 آوریل 2010
  • يك نظر
  • قسمت نظرات برای این مطلب غیر فعال شده است.